محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3696

تاريخ الطبرى ( فارسي )

شعبى و سعيد بن جبير و أبو البختري طايى و عبد الرحمن بن ابى ليلى با وى بودند . گويد : پس از آن هر روز به يك ديگر حمله مىبردند و نبرد مىكردند لوازم مردم عراق از كوفه و اطراف آن مىرسيد و چنان كه مىخواستند در رفاه بودند اما برادرانشان از مردم بصره و شام در سختى بودند ، قيمتهاشان گران بود و خوردنى كم داشتند و گوشت نداشتند و چنان بودند كه گفتى در محاصره‌اند . با وجود اين صبحگاه و پسين سوى مردم عراق مىآمدند و به سختى نبرد مىكردند . يك بار حجاج خندق خويش را نزديك مىبرد ، بار ديگر آنها نزديك مىآوردند ، تا روزى كه جبلة بن زحر كشته شد . در آن روز ، كسان را به مقابلهء كميل بن زياد نخعى فرستاد كه مردى بود در نبرد معتبر و دلير و به نزد كسان معتمد ، و دستهء سوار وى دستهء سوار قاريان نام داشت ، كه از حملهء حريفان از جاى نمىرفتند و چون حمله مىبردند به جان مىكوشيدند و به اين ترتيب شهره بودند . روزى اين دسته به نبرد آمدند ، كسان نيز آمدند ، حجاج نيز ياران خويش را بياراست آنگاه با صفهاى خويش حمله آورد ، ابن اشعث با هفت صف بيامد كه يكى از پى ديگرى بود ، حجاج براى مقابله با دستهء سوار قاريان كه با جبلة بن زحر بود ، سه دسته سوار معين كرد و جراح بن عبد الله حكمى را بر آنها گماشت كه سوى دستهء سوار قاريان رفتند . ابو يزيد سكسكى گويد : به خدا من جزو سپاهى بودم كه براى مقابلهء جبلة بن زحر معين شد . گويد : سه بار بر او و يارانش حمله برديم ، هر دسته سوار يك بار حمله مىبرد و به خدا چيزى از آنها نكاستيم . در اين سال مغيرة بن مهلب در خراسان درگذشت . مفضل بن محمد گويد : مغيرة بن مهلب در مرو جانشين پدر بود بر همه كار وى ، و در رجب سال هشتاد و دوم بمرد . خبر به يزيد رسيد و مردم از او بدانستند